كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
268
ده سفرنامه ( فارسى )
اين دو گوسفند سرسختانه با هم به جنگ و ستيز پرداختند بعد از نمايش قوچها يك گاو نر فرتوت را به صحنه آوردند و اندكى بعد يك بچه شير را وارد معركه نمودند كه همان صحنههايى كه قبلا در شيراز ديده بوديم عينا در اينجا تكرار شد . آخر سر تعدادى « لوطى » با يك خرس وارد ميدان شدند و با آهنگ موسيقى به رقص و پايكوبى پرداختند هنگام غروب وقتى كه « نقارهخانه ، به صدا درآمد شاه براى اداى نماز از جاى برخاست . در اين موقع سفير كه بسيار خسته بهنظر مىرسيد از پايان يافتن مراسم سلام خوشحال شد و چند دقيقهاى خود را با كشيدن سيگار سرگرم نمود . بيست و پنجم مارس در اين روز شاه مسابقهاى ترتيب داد كه سفير اظهار تمايل كرد كه در آن مسابقه شركت نمايد ما از دروازه قزوين به مسافتى در حدود يك مايل از شهر خارج شديم و به محلى كه چادرى براى شاه برافراشته بودند رسيديم افواج قشون در سمت راست و جلو چادر صف كشيده بودند در سمت چپ مقابل چادر در صف وزراء ميرزا شفيع و امين الدوله ديده مىشدند در برابر شاه به خط مستقيم هشت تن از پسرانش كه همه قباهاى مخمل زردوزىشده و جواهر - نشان به تن داشتند ايستاده بودند . يكى از آنان كمان پدرش را با تركشى مزين به جواهر و الماس با خود همراه داشت سرپرست و مجرى ميدان سان و رژه يك نوجوان ايرانى بود كه نيزه جواهر - نشانى در دست گرفته بود يكى دو شاهزاده سوار بر اسبان سفيدى بودند كه دست و پاهايشان را با حنا خضاب كرده بودند در حدود پانزده قدم فاصله از شاهزادگان دسته موزيكشاهى همراه با يك